تبليغاتX
سلطان عشق
سلطان عشق

تنهایی تنها حرفم است ...!

تیک تاک تیک تاک


گذشت زمان تیک تاک


باور نکردم 


نبودن سایه ات بالای سرم


تیک تاک 


زمان گذشت و گذشت


تا تو هم گذشتی از من


زندگی  مبهم شد 


باور باختن تو


باور تکرار


باور یک خاطره 


با کدام کنار بیام


نمی دانم 


کم اورده ام 


دوست دارم تیک تاک ساعت را بگیرم


با دو دستانم خفه اش کنم 


که دیگر نه تیکی باشد نه تاکی


خودم باشم و خدای خودم 


حتی تو را دیگر نمی خواهم 

.

.

.


نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 10:6 قبل از ظهر توسط ابراهیم نوش آذر|


اشک هایم 

ناز می کنند بر چشمانم

بغض هایم بر گلویم

خستگی بر تنم

خواب بر روحم

دیگر حالی به احوالم نمانده

می خواهم من هم 

به زمین ناز کنم ...!

.

.


نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 9:22 بعد از ظهر توسط ابراهیم نوش آذر|


چنگ میزند
غمت به دلم  چرا ...!
بغضم را می خواهد بشکند 
یا دلم را ...!
.
.

نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 5:50 بعد از ظهر توسط ابراهیم نوش آذر|

 من 
با تمامی حماقت هایم 
برای خاطر تو کنار می آیم
دوست داشتنت را خوب دانستم
تنها حماقتی بود 
که برایم صرفید ...!
.

نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 5:33 بعد از ظهر توسط ابراهیم نوش آذر|


نفس نفس میزنم
به کام اخرین دوست داشتنت
این اخرین سکانس من است
حلالم کن 
.

نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 5:28 بعد از ظهر توسط ابراهیم نوش آذر|


 سخت است 
درماندگی من 
به طَمَعِ ِ طعم یک بوسه
لبت چه مغرورانه 
مرا از خود راند ...!
.

نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 5:21 بعد از ظهر توسط ابراهیم نوش آذر|


ببخش اگر..

تو را می خواهم خودم را نه ..

اگر تو را می جویم 

از بین تمام دلتنگی هایم

ولی خودم را نه

می دانم

خ.و.ب می دانم

"دوستت دارم" را

چگونه بی من صرف می کنی شب ها

وقتی که به اسارت اشک ها در می آیی

تو هم بدان

خ.و.ب بدان که بی تو 

آغازم با پایانم یکیست

.

.


نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 1:29 بعد از ظهر توسط ابراهیم نوش آذر|


غریبم با خودم

نیستی کنارم

تنها نشسته ام 

حیرانم 

قدمی بردارم یا نه...؟!

قبله ام را گم کرده ام ...!

.

.


نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 11:19 بعد از ظهر توسط ابراهیم نوش آذر|

ایران دیگر ایران قبل نیست

نه ... 

ایران ... ایران غرب نیست


روحش سفید


ولی  قرمز و سبز است


ایران همان ایران شرق است


درود به تمام ایران زمین 

.

.





نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت 0:17 قبل از ظهر توسط ابراهیم نوش آذر|

  


کــوک بــودم دوستــــت بــدارم
کوک بــــودی
دل را بشــــــکنی
لعنــــــت به مـــــــــن
که نشناختمـــــــــــــــت
.
.

نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند 1390ساعت 11:50 قبل از ظهر توسط ابراهیم نوش آذر|


مطالب پيشين
» تیک تاک
» میخرم تمام ناز های دنیا را ...!
» چنگ میزند به دلم ...!
» حماقت
» سکانس آخر
» خالی از حسم
» ببخش اگر ...!
» خدای من ...!
» ایران زمین
» عشق کوکی
Design By ParsSkin.Com